داستان ضرب المثل اب که یکجا ماند میگندد| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

معرفی کتاب ضرب المثل ها و قصه هایشان  

کتاب حاضر نوشته مصطفی رحماندوست است که در حقیقت مجموعه‌ای است از سی و یک داستان کوتاه که به نام هر روز از روزهای فروردین ، یه داستان آورده شده است. البته داستان ها  به طوری طراحی شده اند که مخاطب با یکی دو ضرب المثل ایرانی در هر داستان آشنا خواهد شد. به طور مثال در داستان سوم فروردین نویسنده به ضرب المثل «هر چیز که خوار آید روزی به کار آید » که در واقع اشاره به ارزش وسایل کم ارزش در روزهای سخت دارد، پرداخته است. به مخاطبان نوجوان پیشنهاد می شود

ادامه مطلب  

معرفي كتاب " قصه ما مثل شد "  

کتاب مصوّر قصه ما مثل شد، اوّلین سری از «داستان های خواندنی در شب های ماندنی» است. این مجلّد حاوی داستان هایی با مضمون اخلاقی و پندآموز است. هر داستان بیان گر ضرب المثلی از ضرب المثل های رایج در زبان فارسی است که برای گروه سنی کودک و نوجوان به نگارش در آمده است. آنها با خواندن این داستان ها با چگونگی شکل گیری ضرب المثل ها آشنا می شوند.
برخی از عنوان های این داستان ها عبارت اند از:
 " تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود"؛ " بالاتر از سیاهیرنگی نیست " ؛  "عطا

ادامه مطلب  

معرفی کتاب قصه ما مثل شد  

کتاب مصوّر قصه ما مثل شد، اوّلین سری از «داستان های خواندنی در شب های ماندنی» است. این مجلّد حاوی داستان هایی با مضمون اخلاقی و پندآموز است. هر داستان بیان گر ضرب المثلی از ضرب المثل های رایج در زبان فارسی است که برای گروه سنی کودک و نوجوان به نگارش در آمده است. آنها با خواندن این داستان ها با چگونگی شکل گیری ضرب المثل ها آشنا می شوند.
برخی از عنوان های این داستان ها عبارت اند از: «تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود»؛ «بالاتر از سیاهی رنگی نیست»؛ «عطای

ادامه مطلب  

کاربرد ضرب المثل آب که یکجا ماند میگندد  

ضرب المثل آب که یه جا ماند می گندد

lovegreen.rozblog.com/.../ضرب-المثل-آب-که-یه-جا-مان...



Translate this page
3 days ago - About 15,300 results(0.68 seconds). Did you mean: ضرب المثل آب که يکجا ماند ميگندد ... ریشه ضرب المثل های ایرانی و کاربرد آن ها :: ASA.


ضرب المثل آب که یه جا ماند می گندد

harryp-blog.rozblog.com/post/769/ads




Translate this page
3 days ago - قدرتمندان. ... یک ضرب المثل می گوید :آب که در یک جا ماند می گندد. .... معنی و مفهوم ضرب المثلاب که یک جا ماند،می گندد | دستان هوشمند u2764به شما رای ...


داستان ضرب المث

ادامه مطلب  

کاربرد ضرب المثل آب که یکجا ماند میگندد  

ضرب المثل آب که یه جا ماند می گندد

lovegreen.rozblog.com/.../ضرب-المثل-آب-که-یه-جا-مان...



Translate this page
3 days ago - About 15,300 results(0.68 seconds). Did you mean: ضرب المثل آب که يکجا ماند ميگندد ... ریشه ضرب المثل های ایرانی و کاربرد آن ها :: ASA.


ضرب المثل آب که یه جا ماند می گندد

harryp-blog.rozblog.com/post/769/ads




Translate this page
3 days ago - قدرتمندان. ... یک ضرب المثل می گوید :آب که در یک جا ماند می گندد. .... معنی و مفهوم ضرب المثلاب که یک جا ماند،می گندد | دستان هوشمند u2764به شما رای ...


داستان ضرب المث

ادامه مطلب  

مجموعه ای شنیدنی از تعدادی ضرب المثل  

مجموعه ای شنیدنی از تعدادی ضرب المثلضرب المثل
۳۹٫ارزو بر جوانان عیب نیست
۴۰٫ابی که ابرو ببرد در گلو مریز
۴۱٫اگر عذر است این نیز بس است.
۴۲٫اگر گل نیستی خار هم مباش
۴۳٫اگر مار زاید زن باردار/به از ادمیزاده ی دیوسار
۴۴٫اگر میهمان یکی باشه صاحبخانه برایش گاو می کشد.
۴۵٫اگر نخوردیم نان گندم /دیده ایم در دست مردم
۴۶٫انگور رسیده نصیب شغال میشود.
۴۷٫اول چاه را بکن بعد منار را به دزد
۴۸٫اول بچش بعد بگو بی نمک است.
۴۹٫این دم شیر است به بازی مگیر.
۵۰٫در

ادامه مطلب  

مجموعه ای شنیدنی از تعدادی ضرب المثل  

مجموعه ای شنیدنی از تعدادی ضرب المثلضرب المثل
۳۹٫ارزو بر جوانان عیب نیست
۴۰٫ابی که ابرو ببرد در گلو مریز
۴۱٫اگر عذر است این نیز بس است.
۴۲٫اگر گل نیستی خار هم مباش
۴۳٫اگر مار زاید زن باردار/به از ادمیزاده ی دیوسار
۴۴٫اگر میهمان یکی باشه صاحبخانه برایش گاو می کشد.
۴۵٫اگر نخوردیم نان گندم /دیده ایم در دست مردم
۴۶٫انگور رسیده نصیب شغال میشود.
۴۷٫اول چاه را بکن بعد منار را به دزد
۴۸٫اول بچش بعد بگو بی نمک است.
۴۹٫این دم شیر است به بازی مگیر.
۵۰٫در

ادامه مطلب  

نقاشی خلاقانه در کلاس نمایش خلاقانه  

به نام خدا
دیروز یکشنبه عصر ساعت 5 بعد از ظهر در بین نوجوانان عضو کتابخانه که در کلاس نمایش خلاقانه شرکت کرده بودند، مسابقاتی اجرا گردید. در این مسابقات بعد از این که هر نوجوان با مادر خود هم گروهی شد، به هر کدام از بچه ها یک ضرب المثل را اعلام نمودم که بچه ها باید با استفاده از نقاشی خلاقانه بر روی تابلو باعث می شدند که مادرشان ضرب المثل مورد نظر را حدس بزند و امتیاز بگیرد.
در مسابقه بعدی به هر کدام از گروه ها یک مجموعه داستان داده شد، تا یک دا

ادامه مطلب  

یک دم این دم نخواهد ماند  

کوهْ محکم نخواهد ماند ابرْ بی غم نخواهد ماند آن گدازش ز دل ، این را - - چشمْ بی نم نخواهد ماند □□□
گفتمش چهره ی ما را ... گفت یادم نخواهد ماند رفت و هرگز نیامد باز او معظم نخواهد ماند راز این سینه را آن که رفت محرم نخواهد ماند مکر حوّا اگر این است هیچ از آدم نخواهد ماند چون توقع کنی؟ عشق است عشق ملزم نخواهد ماند □□□ خم شد این قامت ، اما نه سرو که خم نخواهد ماند آری آزاده ام ، کم نیست نیست و کم نخواهد ماند آنچنان هم نماند ، «اکنون اینچنین هم

ادامه مطلب  

داستان ضرب المثل هر قِرونی زیر هزار من سنگ است  

داستان ضرب المثل هر قِرونی زیر هزار من سنگ است
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
این ضرب المثل در گفتگوی پدرها و مادرها با فرزندانشان به منظور عادت...
 
 
قِران واحد پول دوره ی قاجار بود که در گویش مردم کرمان تا اواخر دوره ی پهلوی نیز به کار می رفت. هرچند که واحد پول تبدیل به ریال شده بود ولی مردم به هر ریال می گفتند یک قِران. «قِران» سکه ای بود که از فلز نقره ضرب می شد. کرمانی ها این واحد پول را «قِرون» می نامیدند.
 


ادامه مطلب  

معادل يابي، كاربرد و ريشه هاي ضرب المثل ها در زبان عربي  

پایان نامه معادل یابی،کاربرد و ریشه های ضرب المثل ها در زبان عربی
تعداد صفحات :۱۸۷
نوع فایل : ورد و قابل ویرایش
چکیده
ضرب المثل ها و ریشه های آنها علاوه بر ارزش ادبی،آیینه ی زندگی و اخلاق عمومی و انعکاس فرهنگ ، آداب و عادات اجتماعی و سیاسی و اعتقادی بشر گذشته است .نگارنده پژوهش حاضر با تکیه بر کتاب « مجمع الامثال » به بیان کاربرد و ریشه پاره ای از امثال( ضرب المثلهای ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ مجمع الامثال ) در زبان عربی پرداخته است ودر صورت امکان ریشه و داس

ادامه مطلب  

تو می روی ...  

تو می روی دل ما بی قرار خواهد ماندغمی به وسعت شبهای تارخواهد ماند
به معبدی که نخواندی دو رکعتی از نوربرای مردم دنیا ضرار خواهد ماند
تو می روی شب ما بی ستاره خواهد شدسیاه کرده به تن سوکوار خواهد ماند
کتاب عمر ورق خورده پرشمار اماورق نخورده بسی بیشمار خواهد ماند
بسا که بعد من و بعد از هزاران سالغبار کهنه بر این رهگذار خواهد ماند
جهان نماند و نماند بهار عمرت سبزگمان مبر که همیشه بهار خواهد ماند
نه قبض و بسط و تساحل تسامح و انکارنه جبر جبری و نه ا

ادامه مطلب  

آشنا (۳)  

        آشنا  (۳)
 
آشنا از پیش رویم رفت و دل بی یار ماند
خصم با تیغ ستم ،  در عرصه ی پیکار ماند
رنج ها دیدم من از این دوستان نیمه راه ؛
ای بسا نا آشنا تا لحظه ی دیدار ماند
من از این مامردمان ، نامردمی ها دیده ام
آشنا ، آن کس که در چشمان من چون خار ماند
کشتی امّیدم از این قوم بد بر گل نشست 
روح من از این ریاکاران بد ، بیزار ماند
تا نریزد خون من این قوم صد رنگ دورو ؛
از سر شب تا سحر چشمان من بیدار ماند
آمد و در بی نیازی پیش روی من نشست ؛
لیک در وقت نیازم ر

ادامه مطلب  

وقتی تو با من نیستی  

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند؟از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند؟از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی؟تکرار من در من مگر از من چه می ماند؟غیر از خیالی خسته از تکرار تنهاییغیر از غباری در لباس تن چه می ماند؟از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟

ادامه مطلب  

ریشه ضرب المثل با بزرگان پیوند کرده است  

ریشه ضرب المثل با بزرگان پیوند کرده است - جذاب ریشه ضرب المثل با بزرگان پیوند کرده است - جذاب ریشه ضرب المثل با بزرگان پیوند کرده استیکی بود ، یکی نبود کنار رودخانه ای موشی تنها زندگی می کرد . او دلش می خواست به آن طرف رودخانه برود و در جمع موش های دیگر زندگی کند . بارها به کنار رودخانه رفته بود اما راهی پیدا نکرده بود. یکی از روزها موش مثل همیشه کنار رودخانه نشسته بود . شتری آمد آب خورد تا به آن طرف روخانه برود بلافاصله موش نزد او رفت و گفت اجازه

ادامه مطلب  

کار درست  

مردم ژاپن یک ضرب المثل بسیار جالب دارند که اساس توسعه کشورشون قرار گرفته. اون ضرب المثل میگه: بخاطر میخی نعلی افتاد، بخاطر نعلی اسبی افتاد، بخاطر اسبی، سواری افتاد. بخاطر سواری، جنگی شكست خورد. بخاطر شكستی، مملكتی نابود شد و همۀ اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود. یادمان باشد هر كار ما، حتی كوچك، اثری بزرگ دارد كه شاید در همان لحظه ما نبینیم 

ادامه مطلب  

 

گلرخم گل را ز روخ تنهانچین
غنچه را تنها به بوطه گل نبین
هر دمن هر دشت دارد بوطه ای
هر محل هم شیر دارد گربه ای
گرگ دارد میش دارد فربه ای
تازی سگ خرگوشهم دارد بلی
آن گَوَن با آن همه خار تمیز
معشوق زنبور هم دارد بلی
اینتظار گل رود هر بوطه ای
سینه چاکش می نماید عشوه ای
زنبورش هم کندو دارد هم عسل
قصّه دارد داستان ضرب المثل
 
 

ادامه مطلب  

نگاهی به مجموعه‌داستان «بزهایی از بلور» نوشته علی چنگیزی/ سعید بردستانی  

سعید بردستانی| «بزهایی از بلور» نخستین اثری است که از علی چنگیزی خواندم. این کتاب شامل سه داستان می‌شود با نام‌های «خرس»، «صلات ظهر»، و «بزهایی از بلور» که داستان‌های اول و سوم داستان بلند به نظر می‌رسند. هر سه داستان به آدم‌هایی تنها و پرت‌افتاده می‌پردازند که مصداقی از «آدم‌های له‌شده» فرانک اوکانر هستند؛ آدم‌هایی از جامعه بسته که تنها در داستان کوتاه تجلی می‌یابند. برای همین مکان‌ها دنج و دورافتاده است، راه‌ها بسته، مه راه نگاه

ادامه مطلب  

تو می روی...  

تو می روی دل ما بی قرار خواهد ماندغمی به وسعت شبهای تارخواهد ماند
به معبدی که نخواندی دو رکعتی از نوربرای مردم دنیا ضرار خواهد ماند
تو می روی شب ما بی ستاره خواهد شدسیاه کرده به تن سوکوار خواهد ماند
کتاب عمر ورق خورده پرشمار اماورق نخورده بسی بیشمار خواهد ماند
بسا که بعد من و بعد از هزاران سالغبار کهنه بر این رهگذار خواهد ماند
جهان نماند و نماند بهار عمرت سبزگمان مبر که همیشه بهار خواهد ماند
نه قبض و بسط و تساحل تسامح و انکارنه جبر جبری و نه ا

ادامه مطلب  

باقی نمی ماند  

درین دنیا عزیزم زور و زر باقی نمی ماند
نشانی از من و این بوم و بر باقی نمی ماند
نمی نالم من از جور و جفایت بر خودم هرگز
چرا که از تو هم یک جو اثر باقی نمی ماند
نمی خواهم عزیز دل تو با من مهربان باشی
برای اینکه نامت در نظر باقی نمی ماند
مرا دادی زکف با اینکه هم پیمان هم بودیم
به مولایم برایت بال و پر باقی نمی ماند
تمام خاک دنیا را به چنگ آری درین ایام
برایت جز لباسی مختصر باقی نمی ماند
نباید فکر خود باشی تو ای پیغمبر دوران
برای اینکه جز علم هنر باقی

ادامه مطلب  

مترسگ  

داستان زندگی من شده داستان مترسگ مزرعه ای سبز که هنگام خزان تنهای تنها ماند و دل ب گنجشگی داد ک تو دل سیاه زمستون تو دل مترسگ لونه کرد و بهار رفت دنبال زندگیش ولی حالا مترسگ دیگه ژنده و کهنه شده به درد مزرعه نمیخوره و کشاورز اونو با یک مترسگ دیگه عوض میکنه و این تعویض شدن ها چقدر دردناک است

ادامه مطلب  

آخرین عکس در این مجموعه - ضرب المثل ایلی - بز گر  

آخرین بز یک گله 500 راس در ایل پایان یافته .ضرب المثل ایلی : یک بز گر گله ای را گر خواهد کرد . این درد فلاکت بار پوستی بز ها در گذشته ایل شیوع داشته و موجب خسارات کلی مالی و روانی صاحبان می گردید . اما اینک خود آخرین باز مانده است و دیگر عضوی نیست که به ان سرایت کند . قدیما با ماده ای نفتی بنام ( مندو ) با چند بار مالش کم کم این گری درمان می گردید ، این ویروس پوستی در بز ها .پس این ضرب المثل هم ّبه ارامی از گفتار ها محو شده و میشود -د کنایه از صفات بد و

ادامه مطلب  

کتاب منتخب مرداد ماه(خورشید می ماند)  

 
کتاب «خورشید می‌ماند» تألیف کامران پارسی‌نژاد به همت انتشارات کانون اندیشه جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روانه بازار نشر شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، کتاب «خورشید می‌ماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است. شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا از ق

ادامه مطلب  

کتاب منتخب مرداد ماه(خورشید می ماند)  

 
 
کتاب «خورشید می‌ماند» تألیف کامران پارسی‌نژاد به همت انتشارات کانون اندیشه جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روانه بازار نشر شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، کتاب «خورشید می‌ماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است. شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا از

ادامه مطلب  

اولین داستان ارائه شده  

نام داستان : Love 
توضیح کوتاه : این داستان کاملا خودم نوشتم،  راستی از روی اسمش زود قضاوت نکنید این داستان کاملا درباره ی دوستی است و قسمت های کمی اش درباره ی عشق و عاشقی است اگر داستان را بخوانید متوجه می شوید چرا نام این داستان love  است. اگر نخوانی واقعا نصفی از عمرت را از دست دادی .واقعا!! بعدا عکسش را انتشار می کنم. 
خلاصه داستان : هنوز زوده بگم بعدا با عکس ها می گویم
 
پس منتظر خلاصه ی داستان و تصاویر باشید 

ادامه مطلب  

نویسنده ای که کوچک ماند  

اولین داستانم را در هشت سالگی نوشتم. داستان نویسی آن وقت ها مثل حالا خیلی مد نبود و بچه های هشت ساله ی کمی پیدا می شدند که با خط خرچنگ قورباغه داستان بنویسند. قهرمان داستان یک اژدهای کوچک بود که با مادرش در غاری دور افتاده زندگی می کرد. حالا که فکر میکنم می بینم توی آن سن و سال اعتماد به نفس و استعداد خوبی در داستان نوشتن داشتم که بعدها محدود به نوشتن انشا مدرسه برای اطرافیانم شد. بعد از گذشتن آن دوره ی طلایی هم زندگی آنقدر منحنی ریاضی و عنصر شی

ادامه مطلب  

 

 
اینكه تو نیایی یك سر داستان است
و اینكه من تا كی منتظرت خواهم ماند داستان دیگری
میدانی؛
من همیشه سخت دل میكندم از هرچیزی
از شكلاتهایم
از مامان وقتی مرا میگذاشت مدرسه
از پارك وقتی موقع برگشتن میشد
حتی از خانه 
وقتی میرفتم مسافرت
اینبار من زیاد منتظر نخواهم ماند
مثلا آنقدر كه دیگر هیچ وقت توی خیابانهایی كه با تو خاطره دارم راه نروم
یا آن غذایی كه تو دوست داشتی را نتوانم بخورم
یا بوی عطر آدمها توی خیابان هوایی ام كند
من درست به اندازه كافی من

ادامه مطلب  

توجه به فولکلور راهکاری جهت فرهنگ سازی برای محیطزیست  

امیر یوسفیان اهری،نشریه ی گویا:ادبیات شفاهی نشان دهنده فرهنگ هر ملتی است که این بخش از ادبیات، توجه و ارزش دادن مردم به زیبایی ها و رویارویی شان با مسائل زندگی را نشان می دهد.با توجه به اینکه مردم آذربایجان مردمی با تاریخ ذهنی و شفاهی غنی هستند به این علت تمامی ابعاد فولکلور مردم سینه به سینه توسط گذشتگان به نسل های جوان انتقال می یابد. با گذشت زمان و ورود ادبیات کشورهای بیگانه، نسل های جوان متاسفانه ادبیات هویتی خود را به فراموشی می سپارند

ادامه مطلب  

ضرب المثل کرمانی: هر قِرونی زیر هزار من سنگ است!  

قِران واحد پول دوره ی قاجار بود که در گویش مردم کرمان تا اواخر دوره ی پهلوی نیز به کار می رفت. هرچند که واحد پول تبدیل به ریال شده بود ولی مردم به هر ریال می گفتند یک قِران. «قِران» سکه ای بود که از فلز نقره ضرب می شد. کرمانی ها این واحد پول را «قِرون» می نامیدند.بنابراین یک ریال را «یک قِرون» دو ریال را «دو قِرون» و… می نامیدند. این ضرب المثل در گفتگوی پدرها و مادرها با فرزندانشان به منظور عادت دادن فرزندان به قناعت و دریافت درکی صحیح از اقتص

ادامه مطلب  

داستان مشترک ما.  

داستان درباره ی شروعی نامعلوم و پایانی با علامت سوال است.
اما این  داستان چه کسی است؟؟؟؟
 انسان....هر انسانی این داستان مشترک را دارد.خوب نگاه کنید فقط یه خط  به دور تمام آشناها میکشید و بعد به خود بر میگردید. 
این می شود داستان اشرف مخلوقات.
مثل یه پرگار اتوماتیک... 

ادامه مطلب  

کتاب خوان ماه  

کتاب «خورشید می ماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از
زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است.
شیخ بهاءالدین محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است
که دربنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا ازقرن هفتم هجری
به بعد تلاش های چشمگیری داشته است. داستان با کودکی شیخ در مکتب خانه،
ورق می خورد و با غروب زندگی او به سرانجام می رسد؛ اما خورشید می ماند.

ادامه مطلب  

اجرت_المثل  

# اجرت_المثل ایام زوجیت چیست؟
⭕️
جدای از این بحث که آیا اجرت المثل و تعلق آن به زوجه با این قید که زوجه حق الزحمه بگیر خانواده است اولا مطابق شأن و منزلت زن است یا خیر و ثانیا زنان را در برابر شوهران تحریک و تشویق به گرفتن دستمزد می کند، حق زوجه برای گرفتن اجرت المثل ایام زوجیت مستند به دو ماده قانونی است.1-ماده 336 قانون مدنی که اشعار می دارد: « هر کس بر حسب امر دیگری اقدام به علمی کند که عرفا برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتا مهیای آن عمل ب

ادامه مطلب  

فصل نو  

 
سالهاست با من مانده
خواهش های گاه و بیگاه من
تندخویی درونم
حرصی که نهفته بود در وجودم
همه را خواست
ماند
درمان کرد ...
من به او یک زندگی بدهکارم
ماند با وعده های از جنس شک    !!
ماند سالهای را که اگر او نبود
شاید حال و هوای این روزهایم
بهنامی دیگر بود !!!
من به او یک زندگی بدهکارم  ... . . .
 
 
 
 ...........................................................................................
کاش بیدار می شدیم
نه در خیابان هااااااااااا
بلکه در ذهنمان .... !!!!
 

ادامه مطلب  

تحلیل کیفی نگرش توسعه‌ای در ادبیات عامیانه: با تأکید بر ضرب المثل های لری  

توسعه‌یافتگی همواره یکی از دغدغه­های جوامع در حال گذار بوده است. این جوامع در شناختن عوامل عقب­ماندگی خویش به دلایل مختلفی متوسل شده­اند. زبان و ادبیات عامیانه یکی از مواردی است که تجلی­گاه لایه­های زیرین شخصیت افراد است و از این دریچه می­توان نگرش­های افراد را نسبت به موضوع توسعه سنجید. برای بررسی نگرش توسعه­ای لرستان از منظر فرهنگی رجوع به ضرب­المثل‌های لری می­تواند مبنای دقیقی را فراهم آورد. چارچوب نظری این تحقیق با استفاده از نظرها

ادامه مطلب  

ضرب المثل های کوردی - مەسەڵ کوردی  

۱- شەوار شۊم هەر لە ئیوارە دیارە

ادامه مطلب  

یک ضرب المثل به زبان گزی:  

پُرزو نِه او por zi neuاصطلاح : شخصی به نام حیدربرکات که مسن بوده در سرگذر نشسته بوده ،یکی از ااطفال خان ها موقع گذر به اومی گوید چراسلام نکردی وی این واژه راادا می کند.وقتی کسی انتظار وتوقع بی جا داشته باشد ،گفته می شود .منبع: کتاب اصطلاحات ،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1